پخش زنده همایش آموزش در دوران همه گیری کرونا

متن سخنرانی دکتر کمره ئی

بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدااز همه کسانی که در برپایی این رویداد علمی و آموزشی نقش داشته اند تقدیر و تشکر می نمایم.
سخنرانی خود را با یک سوال آغاز میکنم آیا از منظر مدیریتی، کرونا منشأ چالش های جدی در آموزش و پرورش بوده است؟

ابتداباید ­در تعریف چالش یادآوری کنیم به وضعیت و پدیده­ای جدید و دشوار که مواجهه با آن تلاش سخت و تعیین کننده را ایجاب کند­، اطلاق می شود. در حالت مصدری ، به معنی زیر سئوال کشیدن و ایجاد تردید در امری است از جنبه حقیقت.
من در تبیین این چالش ها به آن دسته از چالش­هایی می­پردازم که مستقیماً به سیستم آموزشی و بویژه از منظر اجرایی به برنامه درسی ملی مربوط می شود و در اینجا چالش های مربوط به حوزه هایی مانند:
ابهام در درک همه ابعاد تأثیر کرونا، تنوع در برداشت­ها و ادراکات مسئولان
ناپایداری­شرایط­و­نوسان­های­شدید­در­تلقی­های­حوزه بهداشت و درمان از ویژگی­ها و پیامدهای ناشی از ویروس کرونا
تبعیت سیستم آموزشی از تصمیمات ملی عمدتاً از ستاد ملی کرونا
دریافت­های متفاوت مدیران عرصه آموزش و پرورش از مقوله و نوع مواجهه با آن
منفعل بودن حوزه نخبگانی و خبرگان علمی تعلیم و تربیت در تفسیر پدیده و تحلیل آثار آینده از منظر آموزشی
تجربه ناکافی در زمینه آموزشی
مسائل مرتبط با ایجاد شکاف آموزشی در سطح بین­المللی و در سطوح برای مواجه با پدیده­ای که وسعت جهانی و ملی داشت ویاسایر ابعادی که می تواند محور تحلیل قرار بگیرد.
در این دوره، اغلب نظام­های آموزشی جهان آموزش­های الکترونیکی خود را در قالب پلتفرم­های ملی و بین­المللی ارائه دادند. ویژگی عمده تمامی پلتفرم­ها ، ارائه مجموعه­ای از فیلم­ها، منابع آموزشی، تکالیف درسی، پروژه ها و ... به دانش آموزان بود. ترکیبی از روش های حضوری ،آموزش های تلویزیونی،آموزشهای الکترونیکی ودرسنامه ها، راهبردهای چهار گانه ما در آموزش بود.
من در احصاء چالش­های دهگانه اشاره­ای هم به مواجهه و اقدامات آموزش­و­پرورش خواهم­داشت. ما اخیرا، تجربه­ های جهانی را به عنوان توصیه ها، نکات مشترک، کلید و مهم نظام های آموزشی در همه گیری ناشی از کووید 19 تلخیص و منتشر کرده ایم. ((ملاحظه در احوال سیستم های آموزشی و مقایسه تطبیقی اقدامات نشان می دهد آموزش و پرورش ایران دراین دوره کرونا  موضعی کاملاً فعال و مسئولانه داشته است. ))
نخستین چالش مربوط به مدیریت و راهبری مدرسه است:
با شیوع کرونا نوسان جدی در نحوه فعالیت مدارس به وجود آمد، نظم پیشین برای حضور با برنامه دانش­آموزان مدارس در مدارس به هم ریخت ، تقسیم و گروه­بندی دانش­آموزان، نحوه حضور و فعالیت معلمان دچار ابهام شد و چالشی جدی در نحوه ارائه خدمات آموزشی و تربیتی مدارس بوجود آمد.
دراین مرحله سئوالات جدی پیرامون زمان حضور، نوع گروه بندی، بهداشت مدارس، الگوی فعالیت مدرسه (حضوری، غیرحضوری یا ترکیبی) مطرح شد.
همچنین موضوع اختیار خانواده در اجازه برای حضور در کلاس و مدرسه به مسأله جدی تبدیل شد.ابتدا روشن نبود ما  چگونه می توانیم به تنوع سلیقه ها برای حضور و عدم حضور پاسخ دهیم.
مطالعه تجارب جهانی نشان می­داد اختیاری شدن حضور دانش­آموزان در مدارس مسأله مشترک نظام­های آموزشی است.
ما تلاش کردیم آنچه در ادبیات این دوره « حسی از آشفتگی » نامیده می شد را سازماندهی کنیم .
مادر اولین قدم به سازماندهی مدیریت والگوهای اداره مدرسه ، متمرکز شدیم:
ضروت انسجام در مدیریت آموزش در مدارس و جدیت در مواجه با بحران درسطحی کلان ، سبب شد از مدیران و عوامل مدیریتی درخواست کنیم تا در مدارس حضور یابند و بر جریان تربیت نظارت کنند.
در ماه های پایانی سال تحصیلی 99-98 دستورالعملی را ارسال کردیم تا راهنمای مدارس در این دوره باشد.
در همین زمینه در شهریورماه سال1399 الگوهای 5 گانه مدیریت و راهبری مدرسه طراحی شد و به مدارس ارسال گردید دراین الگو مدارس مجاز بودند بر اساس مصوبه شورای مدرسه و لحاظ حق انتخاب خانواده ها الگوی اداره مدرسه و تشکیل کلاس ها را انتخاب و اجرا کنند نظارت بر مدارس بر اساس الگوی انتخابی صورت می گرفت.
«متاثر از رویکردهای جهانی ، پیام اصلی ما این بود: در عین حال که برنامه های خویش را با شرایط موجود انطباق می دهیم به اهداف و اصول کلیدی خود پایبند هستیم. »
ما یادگیری را در هر شرایطی ادامه دادیم و روی داشته­های ملی و ظرفیت­های استانی و منطقه  ای متمرکز شدیم.
دومین چالش موضوع تامین­ سلامتی ، ایمنی و بهداشت دانش آموزان و معلمان بود
این نگرانی بیش از آنچه واقعیت داشت، تاکنون فرصت آموزش را از بین برده است.
ناتوانی در درک ضرورت تأمین سلامت دانش آموزان و تأمین حق آموزش دانش آموزان منجر به دورماندن آنان از مدرسه شد.
نگرانی های اجتماعی خانواده ها مستعد دامن زدن بود و خانواده ها را به طرف واکنش منفی در مقابل تصمیمات سوق می داد،این شرایط استمرار آموزش باکیفیت رابادشواری همراه می ساخت.
ماچهاردسته اقدام رادر این زمینه در دستور کارخود قرار دادیم.
تدوین 3 پروتکل بهداشتی با ماهیت­های متفاوت
توزیع اعتبارات برای اقلام بهداشتی
کاهش زمان حضور در مدرسه و کنترل ورود و خروج
گروه بندی و کاهش تراکم از ملاحظات مهم دیگرمرتبط با این چالش بود
چالش سوم، حول تدریس و نظارت و راهنمایی بر تدریس متمرکز بود.
هدف اصلی نظارت بهبود برنامه آموزش و تدریس برای یادگیری بهتر است.
در اینجا مهارت­ها و قابلیت های معلمان، روش های تدریس، جذابیت تدریس، خلاقیت آشنایی با روش های مختلف تدریس، روش سخنرانی، پرسش و پاسخ، روش حفظ و تکرار یا بازگویی، روش حل مسأله، روش تجربی، روش نمایش، روش پروژه، روش بحث گروهی از نقاط ابهام ما بود که باید برای بهبودی آن تلاش می کردیم.
-یکی از مهمترین مسأله های اصلی ما این بود که آیا به همه موضوعات درسی در تمام حوزه های یادگیری باید  توجه شود؟
سئوالات مهم دیگر مرتبط با این چالش عبارت بودند از:

آیا یاددهی و یادگیری در کلاسهای درس جریان دارد؟
آیا معلمان مهارت لازم را برای کار در زیست بوم جدید را دارند؟
آیا روش های تدریس متناسب با کارایی ویژه آن ها به کار گرفته می شود؟
آیا معلمان قادرند ترکیبی از روش های مؤثر و کارآمد را در فضای مجاز بکار گیرند؟
آیا تدریس تلویزیونی مؤثر واقع می شود؟
آیا درسنامه ها کارایی لازم را دارد و ...
ونیز چگونه می توان از تدریس معلمان و قابلیت های مورد انتظار در آنان اطمینان پیدا کرد؟
واکنش معلمان در برابر نظارت همتایان، گروه های آموزشی و مدیران و ... چیست؟
مناسب­ترین الگوی نظارت بر فرایند یادگیری  کدام است؟
باتوجه به ابهام در این زمینه طراحی نظارت بر یادگیری دانش آموزان درکلاس درس وتهیه وتولید گزارش های سیستمی توسط گروه های درسی تخصصی، مدیران و همتایان آموزشی در مرکز توجه ما قرار گرفته بود.
-بایددوره های آموزشی برای توانمندسازی  فعالیت معلمان در فضای مجازی را آغاز می کردیم وما به سرعت به طراحی دوره های آموزشی معلمان پرداختیم والگوی نظارت رادر معاونت متوسطه طراحی کردیم.
چهارمین چالش،مساله محتوا ،حجم، ضرورت، نحوه مطالعه  بود.
پاسخ به این سئوالات که:
آیا باید با بازنگری در برنامه های درسی، عناصر غیرضروری را حذف کرد و شیوه ارزشیابی را تغییر داد.
چه اموری باید تعدیل شود؟ چگونه باید بخش­هایی را کم کرده و چه اموری مهم­اند؟ چرا نباید هیچ کتابی حذف شود؟ اینها نکاتی بود که باید پیرامون آن ها تصمیم گرفته می شد.
رویکرد جهانی در این زمینه این بود که  باید بر روی نکات ضروری و مهم کتاب های درسی متمرکز شد.
اقدامها :تولید راهنمای درسی توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و تعیین بخش هایی به عنوان خود خوان و مطالعه آزاد در کتاب های حجیم برای شرایط زرد و قرمز و تغییر در بارم بندی ها بود.
چالش پنجم چالش زمان بود،اینکه زمان آموزش چقدر وچه وقت باید باشد.
یافتن پاسخی به این سوال که با انتقال به فضای مجازی زمان مطلوب آموزش چقدر باید باشد.
چرا باید زمان کوتاه تر شود؟
تفاوت دیدگاه های معلمان درخصوص کفایت یا عدم کفایت زمان چقدر اهمیت دارد آیا 25 دقیقه کافی است؟ چرا 25 دقیقه؟
آموزش های مهارتی در موضوع زمان با چه مسائلی روبروست؟
چه وقت باید آموزش ها ارائه شود؟ چگونه ترافیک را مدیریت کنیم؟
واقعیت این بود که پاسخ  مصوبه ستاد ملی کرونا: پرهیز از اجتماعات طولانی وتعین  25 دقیقه مجاز برای آموزش های حضوری بود وما براساس یافته های جهانی بیش از 25 دقیقه حضور در پای دستگاههارادر آموزش های مجازی جایز نمی دانستیم.
اقدامات عبارت بود از:
ابلاغ 25 دقیقه آموزش: رعایت مصوبه ستاد ملی کرونا/ تأمین امنیت و سلامت دانش آموزان با کوتاه شدن حضور در فضای مجازی
توزیع زمان آموزش در چند وعده (ابتدایی عصر) (متوسطه اول صبح) متوسطه دوم (قبل از ظهر)
چالش ششم ، مساله کفایت شایستگی معلمان برای کار در فضای مجازی بود.
واقعیت این بود که معلمان برای فعالیت در فضای مجازی آموزش ندیده بودند.نقطه قوت آشنایی نسبی معلمان با پیام رسان ها وقابلیت آنان از گذشته بود.
حرکتی که خودجوش از طرف معلمان برای آموزش مجازی آغاز شد که  با مداخله مدیریت توسعه یافت و بعد از نوروز 99 با راه اندازی شاد شتاب  بیشتری گرفت.
قدرت ترکیب سه دانش محتوایی، پداگوژی و دانش فناورانه، حوزه هایی از شایستگی بود که باید به سرعت توسعه پیدا می کرد.
اقدامها دراین زمینه عبارت بودنداز:
راه اندازی کانال توسعه شایستگی معلمان در شاد و آغاز آموزش معلمان.
پیش بینی 96 ساعت دوره آموزشی نحوه آموزش در فضای مجازی درقالب سه دوره کاملا کاربردی.
طرح جوامع یادگیری (روشی تعاملی برای یادگیری معلمان)
که 9 روش مؤثردر آن  طراحی شده است  و اکنون در مرحله ارسال برای استانهاست.)              
هفتمین چالش موضوع سنجش وارزشیابی عملکردیادگیرندگان بود
عدم حضور فیزیکی دانش آموزان امکان سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج با هدف های از پیش تعیین شده را با مشکل روبرو ساخته است.
دشواری انواع ارزشیابی: اعم از آغازین، تکوینی یا مستمر، تشخیصی (در جریان آموزش) تراکمی یا پایانی و در همه امتحانات اعم از داخلی/ هماهنگ و نهایی مساله جدی نظام آموزشی است.
دشواری های ارزشیابی آنلاین و عدم امکان کنترل و تخلفات احتمالی از دغدغه های اصلی مادراین زمینه بود.
درهر حال لازم بود رویکرد ما نسبت به سنجش و ارزشیابی تغییرکند و رویکردهای نوین به ارزشیابی شکل بگیرد.
از سوالات جدی این محور این بودکه :
آیا باید شیوه­های ارزشیابی تغییر کند؟
آیا می­توان به امتحانات برخط در شرایط عدم دسترسی یکسان به زیرساخت ها و ضعف مهارت­ها و فقدان امنیت استفاده کرد یا خیر؟
تجارب و توصیه های جهانی: از بازخوردهای فوری، مرتبط و سازنده به دانش آموزان، ارزیابی آگاهی بخش بر مبنای مشاهدات، تعاملات، بحث های گروهی، پروژه های خلاقانه و دیگر تکالیف برانگیزاننده برای دانش آموزان حکایت داشت.مابرای مواجهه بااین چالش آموزش حول شیوه های ارزشیابی راآغاز کردیم.
دبیرخانه راهبری کشوری سنجش فعال شد.
بیش از 300 برنامه­آموزشی­معلمان­که بخش­قابل­توجهی از آن پیرامون سنجش و ارزشیابی در فضای مجازی بودتولیدو پخش شد.
برنامه های آموزشی با عنوان آموزش معلمان، سنجش آمیخته با تدریس در گستره ریاضی، شیمی، مطالعات، ادبیات و سایر­دروس و دوره های دیگر بر روی یادگیری فعال همراه با یادگیری پروژه محور به طور ویژه تأکید کرد.
دراین حوزه متاثراز رویکردهای جهانی سه اصل برابری ،درستی ودربرگیری،ازاصول مهمی بود که برای تصمیم گیری درباره ارزشیابی برای مااهمیت پیدامی کرد.
چالش هشتم ، مساله آموزش های مهارتی و عملی بود:
ماهیت دروس مهارتی به گونه ای است که باید به صورت عملی و در کارگاه  اتفاق بیفتد.
در موضوع شایستگی های فنی: آموزش و ارزشیابی پودمان ها همزمان صورت می گیرد وسپس پودمان بعدی آغاز می شود. تعویق دراجرای  آن ممکن است قابل جبران نباشدوباعث انباشته شدن مباحث آموزشی شود. در هر حال کیفیت آموزش های مهارتی به واسطه دشواری حضورهنرجویان  کاهش می یابد.
اقدامها در زمینه آموزش های مهارتی ضمن اولویت دانستن آن در زمان باز گشایی حضوری مدارس، اعطای مجوز حضور با رعایت پروتکل های بهداشتی در سال تحصیلی 1400-99بود.
چالش نهم ،موضوع  نابرابری دانش آموزان و مدارسی است  که شرایط اقتصادی، اجتماعی متفاوتی دارند.
این چالش ناشی از:
تفاوت مدارس از نظر موقعیت جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی ،
تفاوت در سطح دسترسی ها به تلویزیون به اینترنت (عدم دسترسی000/200/3 هزار نفر به آموزش های مجازی)
تفاوت در سطح برخورداری از ابزارها  و دستگاه برای استفاده از فضای مجازی
وجوددانش آموزانی که به ابزارهای مجازی و یا تلویزیونی دسترسی ندارند و درسنامه ها تنها روش مطمئن دریافت خدمات آموزشی برای آنهاست.
مدارس شبانه روزی و تعطیلی کامل آنهاومواردی مشابه بود.
اقدامات دراین حوزه حول محورهای زیرمتمرکز شد"
- نهضت تهیه تبلت و تجهیزات هوشمندو طرح ملی هدایت (هر دانش آموز یک تبلت، هر تبلت یک کلاس)آغازشد.
- تولید درسنامه ها (محتوا در متوسطه اول) و تولید محتوا در استان هابه اولویت جدی تبدیل شد.
- بهره گیری از تلویزیونی با تولید وپخش هزاران برنامه پخش مستقیم در تلویزیون بی وقفه ادامه یافت.
چالش دهم ،چالش کیفیت آموزش و کارایی روش های ارائه بود:
کاهش زمان حضور در مدرسه و نبود ارتباطات چهره به چهره کیفیت یادگیری دانش آموزان را تحت تأثیر قرارداده بود.
آموزش های تلویزیونی، فراگیر اما کم اثربود فقدان رابطه تعاملی بین معلمان و شاگردان کیفیت آموزش راتامین نمی کردوارزشیابیاز یادگیری راممکن نمی ساخت.
دراین حوزه آموزش های مجازی، ماهیت تعاملی بیشتری داشت و تسهیل گری معلمان به آن ارزش متفاوتی داده بود ، این آموزشها بایدتقویت می شد.
ضعف امکان ارزشیابی ، مشکل ترافیک و قطع و وصل شدن اینترنت ویاوقفه های احتمالی مساله های مهم دراین زمینه بود که بایدحل می شد.
درسنامه ها، فرصتی برای پوشش بیشتر دانش آموزان در مناطق محروم فراهم می کرداما مشکل یک سویه بودن و دشواری تحلیل اثربخشی آن همچنان از ابهامات ذهنی ما به شمار می آمد.
نگرانی از شکاف آموزشی در آینده دغدغه ای بود که نیاز مند محاسبه و توجه بیشتری بود.
اقدامهادر این زمینه:
به کارگیری ترکیبی از روش ها و فراهم ساختن امکان دسترسی دانش آموزان به انواع روش ها بود .مابایداطمینان نسبی از دسترسی دانش آموزان به حداقل یک منبع یادگیری پیدا می کردیم.اطلس آموزشی که از قبل در مناطق به آن توجه شده بود در این زمینه اطلاعات لازم رادر اختیارمان می گذاشت.
فرصت ها:
بدون تردید کرونا برای نظام های آموزشی فرصتهایی رافراهم کرد که در شرایط عادی امکان حصول به آنها با دشواری  های زیادی روبرو بود.
کرونا فرصتهای جدیدی فراهم آورد وتوسعه بعضی امور راشتاب بخشید.
دراینجاصرفابه عناوین بعضی از این فرصتها اشاره کردیم.
پرتاب شدن نظام آموزشی به فضایی که قبلاً از آن هراس داشت. شیوع آموزش های الکترونیکی و مجازی (آنلاین و آفلاین) اقدامی که بعضی کشورها مثل روسیه از 2015 به آن وارد شده بود و در ایران به سختی مورد پذیرش بود.
یادگیری معلمان ، پیرامون آموزش در فضای مجازی،درعمل استمرار یافت و توسعه حرفه ای برحسب ضرورت و اقتضائات جایگاه خویش راپیدا کرد.
خلاقیت در معلمان از تولید محتوا گرفته تا روش های تدریس به مطالبه ای حرفه ای تبدیل شد.
شاد ، با ظرفیتی بالاآموزش مجازی راگسترش دادوبه عرصه اصلی یادگیری و آموزش تبدیل شد.
تلویزیون برعرصه آموزش ورود جدی پیدا کرد.
اعتبار سیستم آموزشی در شرایطی که جامعه مورد تهدید قرار گرفته بودتقویت شد.
فناوری آموزشی توسعه یافت ودانش مرتبط با آن تقویت پیداکرد.
دانش آموزان در معرض یک یادگیری تقریباً شخصی سازی شده قرار گرفتند و مهارت خود یادگیری آنان  آشکارشد.
خانواده ها به عرصه مشارکت وسیع تر در آموزش فرزندان وارد شدند.
فرصتی بزرگ برای بازنگری در برنامه های درسی ،شیوه های ارزشیابی وحذف عناصر غیر ضروری فراهم آمد.