پخش زنده همایش آموزش در دوران همه گیری کرونا

متن سخنرانی دکتر تورانی

رهبري نوكيش، ضرورت مدارس عصر ديجيتال

دكتر حيدر توراني- استاد مديريت آموزشي پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

پیشگفتار

اكنون فناوری‌هاي عصر ديجيتال و تغييرات ناشي از آن، خود را به نظام آموزشي ما به نوعي تحميل نموده و به عبارتي در آن، جا خوش كرده و در اين راستا منتظر اجازه كسي نمي ماند. چراكه فناوری‌ها و آینده آمده است و می‌آید و با سرعت و گستردگی بیشتری همچنان خواهد آمد. امروز هضم و جذب فناوری‌ها و تغييرات ناشي از آن، خارج از ظرفيت و اراده آموزش‌وپرورش ما و هاضمه آن است. مسیر، بسیار پر‌سرعت و پر‌شتاب است و هر چه کندتر برویم، راه برای آیندگان دشوارتر مي شود. حال این ما هستیم که با تأخیر در ورود به آينده و پذیرش تغيير و نيز مديريت درست و به موقع آن، راه خودمان را دشوارتر كرده ايم. ما قادر نيستيم با عادت‌هایي كه با آنها انس گرفته و همنشين شده ايم و با طمأنینه در تار و پود ما نشسته‌اند، فاصله گرفته و بي اعتنا باشيم. یکی از ویژگی‌های تغييرات و اتفاقات امروز، سرعت بروز پديده ها و نوآوري ها و تغييرات كيفي مستمر است. ما اگر بخواهیم با روشی که تا ديروز و در این سال ها به آن ها عادت كرده ايم، به این دوره و زمانه نگاه کنیم؛ ره به جايي نمي بريم. به قول استاد ارجمندم آقاي كيث بنت، « اگر نشكست عوضش نكن، اما اگر تا به حال نشكست حالا وقت آن است كه بشكني و عوضش كني، اين گونه است كه يك قدم به جلو خواهيرفت». 

رهبران مدارس و عرصه يادگيري

در قرن و سده جاری، کودکان و جوانان، دیجیتالی بزرگ خواهند شد. آنها به اصطلاح «نسل نت» و «نسل كليك» هستند. سواد جدید، مجموعه پیچیده ای از مهارتهای شناختیِ درهم تنیده را منعکس می کند که بسیاری از بزرگسالان نسل کنونی، فاقد هر گونه درکی از آن هستند. بسیاری از جوانان نوشتن را بر حرف زدن ترجیح می دهند. در این راستا، مدیران مدارسِ آشنا با فناوری و فضاي ديجيتال، مي توانند از طریق فناوری و بهره گیری از گروه هایی که می دانند چگونه یادگیری دانش آموزان را ارتقا بخشند، امنیت سایبری برقرار كرده و به شکل موفقیت آمیزي برای مدارس خود ایجاد ظرفیت کنند(شيربگي، 1397). 

رهبران مدارس و نيز همه دانش آموزان، درآينده اي نزديك، احساسات و رویدادهای مجازی را دقیقا همانند آنچه می خواهند در دنیای واقعی باشد، تجربه مي کنند. به طور اغراق آمیز، آن ها بین احساسات، دوستی ها و تجارب واقعی و مجازی به شکلی که امروزه آن ها را تجربه می کنیم ، تمایزی قائل نمی شوند. امروز تمایز بین دنیای واقعی و دنیای مجازی به واسطه بیماری همه گیر جهانی (کووید 19) ، فرو پاشید و شرايط کاملا نوینی پدیدار شد كه بیانگر آن است که آنچه مجازی است واقعی نیز هست. افراد بر این باورند که می توانند به صورت الکترونیکی احترام، توجه و احساسات عمیق خود را به دیگران ابراز نمایند(گوستافسون، 2020). 

به یقین تغییرات شگفت انگیز در سواد ديجيتالي؛ مديريت و رهبری مدرسه را بازسازی خواهد کرد. رهبران مدرسه آينده،  دانش آموزان را از همان زمان کودکی برای درک، پذیرش و ارزش گذاری به تنوع، آموزش می دهند. بسیاری از رهبران مدارس، به شدت عدالت اجتماعی و مشکلات پیش روی جامعه را مورد توجه قرار می دهند. نسل آینده «نسل نت یا نت زادگان»، برای آزادی در تمامی سطوح، از جمله آزادی انتخاب و گزینه های دلخواه مانند برنامه درسی، فناوری و فراورده هاي آن، ارزش و اهمیت قائل هستند.  

رهبران مدرسه آينده، الگوی تدریس عصر صنعتی، که در مدارس به وضوح رايج و مشهود است را به شدت رد می کنند. آنها مدارس خود را توسعه خواهند داد و به جوامع جهانی مبدل می سازند. این کار بیشتر، از طریق مشارکت مدنی و برنامه های آموزشی برای دانش آموزان به اجرا در می آید. الگوی روش تدریس از رویکرد معلم – محور مبتنی بر دستورالعمل، به یک الگوی دانش آموز- محورِ مبتنی بر همکاری خواهد بود. رهبران آموزشی ، نت زادگاني خواهند بود که برخوردار از سواد کامل رایانه ای هستند. آنان به سبك و سياق گروههای کاری، رهبری می کنند. رشدشان با اینترنت در هم تنیده شده است و کشفیات آنها بر مبنای دانش و یادگیری های سایبری انجام می گیرد. 

مدارس آينده ، به عنوان بخشی از عصر یادگیری در فناوری، رهبری می شوند. البته شرایط جدید همه گیری ویروس کرونا، این روند را شدت بخشیده است. رسانه های اجتماعی آنلاین، یک ابزار ادغامی اجتماعی سازی برای بسیاری از مدارس، جوانان و نیز بزرگسالان خواهند بود. 

مدیران مدارس در حمایت از معلمان و معلمان در پشتیبانی از دانش آموزان، برای استفاده از سخت افزار و نرم افزار و در جهت ترویج معنادار و متناسب یادگیری رسانه ای موضوعات درسی، بسیار فعال تر خواهند بود. حمایت از راهبردهای یادگیریِ ابتکاری مانند «یادگیری خود- محور و یادگیری پروژه - محور» جزو لاینفک کار معلمان و مدیران مدارس خواهد بود. بستر اجتماعی فناوری، که در آن رهبران مدرسه جدید فعالیت خواهند داشت، به طور همزمان سیال و ثابت است. رهبران مدرسه در آينده نزديك، مدارس را به عنوان فضاهای اجتماعی چند بعدی مد نظر قرار می دهند. (بوردیو ، 2011).

مديران آموزشی مدارس آينده نه چندان دور، برای پذیرش مسئولیت سیاستگذاری در خصوص توسعه، تفسیر و اجرا آماده خواهند شد. آنها تصمیمات سیاسی و مديريتي مهمی را در ارتباط با فناوری که در تمامی جنبه های آموزش بازتاب خواهد داشت اتخاذ می کنند.(لاکنی، 2011). از جمله از فناوری های نوین در توسعه حرفه ای معلمان در عرصه فناوری ها و ابزارهای آنلاین و... استفاده مي كنند. 

فضاي آموزشي آينده

فضای اجتماعی یادگیری از طریق فناوری، ساختار ساختمان ها را تغییر می دهد. فضاهای یادگیری، به عنوان پایگاههای اصلی اي طراحی می شوند که جوامع، محله، کتابخانه ها و منازل می توانند در آنجا فعالیت داشته باشند. ممکن است ساختمان های مدرسه به «پایگاههای اصلی» یادگیری تبدیل شوند و نه موسسه هایی باشندکه در آن همه یادگیری اتفاق می افتد. بر اساس این روند، ساختمان ها کوچک تر و سبزتر خواهند شد. و برنامه های هفتگی تغییر می کنند تا افراد بیشتری در خارج از فضای مدرسه نیز بتوانند در آن ها فعالیت داشته باشند.  ساختمان های بزرگ و دارای کمبود بودجه، با شور و شوق به اجتماعات یادگیری کوچک تری تغییر شکل خواهند داد. در اين راستا، رهبران مدرسه از الگوی اجتماع یادگیری بهره مي گيرند. محیط مدرسه به عنوان اجتماع یادگیری، مديران ارشد و رهبران مدارس به «نمایندگان ارشد فناوری»[1] تبدیل خواهند شد. همچنین در مدارسِ با سطح عملکرد بالا، معلمان و دانش آموزان بیشتری به طور مستقیم در اجتماعات كنوني و یا در اجتماعات آتي، به یادگیری های پروژه محور، که در دنیای واقعی انجام می شود (به عنوان یادگيری تجربی ، خدماتی و مدنی ) می پردازند. (لاکنی ، 2011).

همچنين، یادگیری در مدرسه بیش از پیش به صورت غیر سنتی (در خارج از ساختمان و کلاس درس) صورت می گیرد. در آينده اي نزديك، رهبران مدرسهِ آشنا با فناوری به مفاهیمِ مبتنی بر شبکه مانند گردش، همکاری و پویایی اجازه خواهند داد، در تنظیم مجدد کلاس هاي در مطابق با اصول یادگیری موفق قرن 21 ، آن ها را یاری بخشند. فناوری ممکن است به هنجار جدیدی برای تمایز آموزش مبدل شود به طوريکه مشارکت در فعالیت های یادگیری را با سبک های یادگیری فردی و فرهنگی سازگار نماید. 

آماده سازی رهبران مدارس مدارس 

بنابراين، آماده سازی مديران و رهبران مدرسه و فعالیت بهینه آنها در مدارس، از برنامه هاي موثر در بهبود و توسعه برنامه درسی و آموزشی در «آموزش عالی[2] و آموزش و پرورش[3]» است. از موضوعات مهم در واحدهای برنامه درسی دانشجو مديران، معرفت شناسیِ عدالت اجتماعی است. استادان، دانشجو مديران خود را به عنوان فعالان آینده و رهبران یادگیری محور، تجسم مي کنند، چرا که دانشجو مديران ، نه فقط برای مدیریت یا اصلاح جوامع آموزشی، بلکه برای خلق جوامع عادلانه به لحاظ اجتماعی، تربیت مي شوند. در مقطع ارشد، دانشجویان مديريت (رهبران مدارس آینده) باید در باب مديريت و رهبری برای تدریس و یادگیری، حقوق معلم، ارزیابی و ابعاد فرهنگی، سیاسی و پرورشي، آموزش ببیند. در دوره دکتری، مسایل مربوط به نژاد،طبقه اجتماعی و پویایی های جنسیتی و اخلاقیات، ارزشها و عدالت اجتماعي آموزش ببينند و مدارس را به عنوان اجتماعات يادگيري و يادگيرنده و مراکز مردم سالاری و پژوهشي درك كنند. البته، اولویت های آموزش فن سالارانه یا تکنوکراتیک، امور مالی، مدیریت، آزمون و ارزشيابي نیز نباید نادیده گرفته شوند. همچنین درک دانشجو مديران (رهبران مدرسه آینده) باید در امور و مفاهیم اجتماعی – سیاسی و تربيتي گسترش يافته و کارآموزی لازم را در مدارس (شهری و روستایی) تجربه کنند. 

دانشجو مديران و مديران مدارس آينده، باید یاد بگیرند که مشارکت والدین بخصوص در مدارس در معرض خطر، به وضوح و به آسانی و راحتي به مسایل مدیریت منابع انسانی مربوط و مرتبط نمی شود. لذا رهبران مدرسه باید زمینه و اساس رابطه مدرسه ، خانواده ، مشورت های مدنی در زمینه آموزش و پرورش و نیز نقش مدارس در تغییر جامعه را فراهم سازند. مديران مدرسه آينده، به عنوان رهبران فعال باید اخلاق محور، استانداردها را برای استدلال اخلاقی و حرفه اي در خود نهادینه کنند. در نتیجه اگر رهبران مدارس دارای جهت گیری عدالت اجتماعی باشند، می توانند مسایل فرهنگی مربوطه را درک کنند. این جهت گیری باید در درک اصول «پاسخگویی و مردم سالاری ديني» ریشه داشته باشد. 

دیدگاههای عدالت اجتماعی از جمله نوآوری، ارزشیابی، رهبری توزیعی و فناوری باید عموما در مسایل مربوط به حقوق انسان ها، در انگاره و نگرش رهبران مدرسه شکل بگیرد و اولویت های مديريت و رهبری درچارچوب عدالت اجتماعی اخلاق محور و خدا باور توسعه یابد. معرفت شناسی عدالت اجتماعی می تواند حمایت و مسئولیت پذیری رهبری مدرسه را افزایش دهد. به عکس فاصله گرفتن اولویت ها از این هدف کانونی (معرفت شناسی عدالت اجتماعی )، باعث افزایش بی عدالتی ها و نابرابری هایی می شود که به مدارس سرایت می کند. 

پداگوژی تربیت رهبران آموزشی، مستلزم پیشبرد یادگیری به مرکزثقل توجه و دادن مسووليت بیشتر یادگیری به فراگیران است. داشتن برنامه درسی رهبری مدرسه ، به واسطه فعالیت های عملکرد معنی داری که تجارب روزانه را تکرار می کنند، لازم است جوانب حرفه ای و نظریه – محور مدیریت مدرسه، به عناصر کاربردی تر رهبری و مدیریت سازمان های آموزشی پیوند بخورد . در این راستا، تشخیص سازگاری عملکرد و یادگيری تجربی به عنوان ابعاد زیبایی شناختی در آماده سازی آموزش به دانش کاربردی، بايد در برنامه هاي آموزش رهبران مدرسه لحاظ شود. 

در فراگرد آموزش، دانشجو مديران به مثابه رهبران مدرسه آینده، هم از هم می آموزند و هم به یکدیگر می آموزند، تا همه به سطوح بالای یادگیری فناورانه واستفاده از فناوری دست یابند. دانشجو مديران، ملزم به یادگیری از طریق انواع نرم افزارها و سخت افزارهاي ديجيتالي از قبيل پادکست، ساخت فیلم ویدئویی ، گفتگوهای آنلاین و ارزیابی بعد از اتمام از دوره هستند. ناگفته نماند که دانشجو مديران جوان به عنوان رهبران مدرسه آینده با توجه به فنون و زیرساخت های فناورانه و آموزشهای دیجیتالی، انگیزه بیشتری برای رشد و موفقیت دارند. در نهایت، رهبر مدرسه آینده به عنوان فردی ارزش مدار و نوع دوست که با فناوری دیجیتالی سازگاری دارد تصور می شود؛ فردي که برای رویارویی با چالش های آینده مدارس، آماده شده است.  

بر این باوریم که برنامه های آماده سازی دانشگاه – محور، (ترجيحا دانشگاه هاي مرتبط[4]) نقش مهمی در آماده سازی معلمان و مدیران مدارس ایفا می کنند. چرا که، بسیاری از  آماده سازی هاي رهبران مدرسه ، مستلزم تمرکز بر یادگیری در فناوری به عنوان یک استاندارد فرهنگی جدید برای تعالی و برابری در محیط های مدارس مي باشد. 

پسگفتار

 مدارس امروز را نمي توان نه شبيه مدارس قديم، بلكه حتي مدارس يكسال قبل (پيش از بيماري كرونا) مديريت كرد، چرا كه نحوه و طريق فعاليت مدارس (هدایت و حمایت، نظارت و کنترل، مدیریت یادگیری، تدريس، طراحی آموزشی، ارزشيابي پيشرفت تحصيلي، مشاركت و تعامل معلمان و دانش آموزان و سایر ذینفعان و ...)، تا حدود زيادي متفاوت شده است. با تداوم سبك مديريت سنتي، ممکن است بدون هیچ علامت و نشانه مشخصی از رشد، در وضع موجود ماند و يا بخشی از استراتژی دیگران شد. طي اين سال ها، مديران مدارس به دلایل عدیده از جمله تنگناهای های مالی و تدارکاتی و حجم سنگین امور اجرایی، بيشتر به کارپرداز، اداره کننده و كنترل گرِ امورجاري شباهت یافته و به میزان زيادي با رهبري آموزشی و تربیتی فاصله گرفته اند. اما روزگار تغییر کرده است و نوع جدیدی از رهبری آموزشی در عصر ديجيتال، مورد نیاز است، كه بسيار متمايز از سبک و روشی است كه اكنون با آن خو گرفته ايم.  و ما آن را «رهبري نوكيش» نام نهاده ایم. 

رهبری نوکیش، رهبری آموزشی برای عصر ارتباطات و دیجیتال و ساختن مدارس نوآور براي آينده است. رهبری نوکیش دانش‌آموز- محور، مشارکتی و جمعی است و بهترین داشته ها و چیزهای موجود را با بهترین چیزهای آینده ادغام می‌کند. متمایزترین ویژگی رهبری نوکیش، یک بی‌اعتنایی آشکار به غیرممکن‌ها و نمي شودها، براي آماده کردن همه دانش‌آموزان برای آینده است(گوستافسون، 2020).

رهبر نوكيش، رهبری است که نقش یادگیرنده دارد. چراكه معلمان و دانش آموزان به شدت نياز دارند كه او بيشتر مطالعه كرده و بيشتر بياموزد. چراكه به باور استاد ارزنده دكتر سركارآراني، وقتي مدير ياد مي گيرد، معلمان و دانش آموزانش نيز ياد مي گيرند. رهبر نوكيش در عصر دیجیتال، فردي است كه متفاوت مي‌انديشد. قالب‌هاي سنتي و چهارچوب‌هاي عادت شده، آنتروپي هاي مثبت و اينِرسي‌هاي تلنبارشده در ذهن را كنار مي‌زند. شجاعت مي‌يابد تا متمايز از ديگران و متفاوت با وضع موجود و با نگاه به آينده و فرصت‌هاي بي‌بديلِ ناشي از فضاي مجازي و ديجيتالي، نوآورانه وارد ميدان شده و با شوق و ذوق وصف‌ناپذير و نوآورانه همراه با مناسبات انساني و همراهي و همكاري اخلاق‌مدارانه و مداراي عميق با معلمان، دانش‌آموزان و والدين و ساير دست‌اندركاران و ذي‌نفعان آموزش و پرورش به‌ويژه ساير مدارس؛ رهبري نوين را در عصر ديجيتال به منصه ظهور برساند. رهبری نوكيش، همگرایی با برترین روش های نوآوری و در واقع، خلق یک مسیر منتهی به مدارس نوآور و یک آینده امیدبخش برای دانش‌آموزان است. مدارس نوآور نیازمند چیزی بیش از قوانین نانوشته اند و این کار مستلزم تعهدی محکم برای ارتباطات و چشم‌اندازی روشن از یک آموزش جمعی است(توراني، 1399). 

توصيه هاي سياستي  به مديران ارشد بويژه مديران مدارس به مثابه «رهبران نوكيش» در عصر ديجيتال 

1. دقت آموزشي، شفافيت،  ارتباط مداوم،  نوآوري،  ريسك پذيري،ظرفيت سازي،  دانش آموز محوري، يادگيرنده توانمند و پژوهش محور،  تاثير و نفوذ، و شجاعت اخلاقي و ديني از ويژگي هاي مهم و كليدي رهبران نوكيش در عصر ديجيتال است، كه لازم است از یک سو، فرايند نظام جامعِ آموزش و تربيت مدیران مدارس «مبتني بر يادگيري بر بنياد كار» به درستي آموخته و عملياتي شود و از سوی دیگر، زمینه های تقویت عوامل انگیزشی و بهداشتی مورد نیاز جهت بالندگی و تعالی سازمانی مدیران مدارس فراهم آید. 

2. رهبران نوکیش، به مدارس قدرت می‌دهند تا آینده را با تفکر و چشم‌اندازی جسورانه و قالب شكنانه که شایسته دانش‌آموزان است، در آغوش بگیرند. همچنین کمک می‌کنند تا به موازات ظرفیت‌سازی برای یادگیرندگان، از امکانات فناورانه پیش روی خود استقبال کنند. برخی افراد، این نگرانی را دارند که فناوری، جایگزین معلمان یا مدارس شود، اما باید نقطه تمرکز این ترس را تغییر داد. فناوری جایگزین چیزهای نامرتبط و بی‌توجه به نیازهای يادگيرندگان خواهد شد. يادمان باشد فناوری همه راه حل نیست، لکن بخش مهمی از راه حل است. فناوري جای ماموریت مدرسه و معلم  (که عبارت از آموزش،  یادگیری، پیشرفت تحصیلی، رشد عاطفی و اجتماعی و...) را نمی گیرد، بلکه در فرایند تبدیل مي نشيند. یعنی وظیفه و نقش آن، تبدیل منابع به منافع است. فناوری فرایند سنتی و غیر کارآمد را شفاف، دقیق، کم هزینه و پرسرعت می کند. به اصطلاح آموزش «راننده» است، فناوری «گاز و شتاب دهنده» و البته ارتباطات و اتصال مداوم  «ریل» است. مجددا متذکر مي شوم که فناوری جای معلم و حضور دانش آموز را در مدرسه نمی گیرد.

2. رهبران مدارس با دادن اختیارات بیشتر به معلمان و سایر کارکنان مدرسه و پرهيز از كنترل شديد و حمايت از آنان، به ایجاد فرهنگ توانمندسازی یادگیرندگان کمک کنند. چشم‌انداز توانمندسازی یادگیرندگان، در نهایت منجر به فرهنگی در مدرسه می‌شود که برای نظرات و صدای یادگیرندگان ارزش قائل است. 

 3.ارتباط و اتصال مداوم در مفهوم دیجیتال، روشی است که مدیران مدارس لازم است از آن برای متمایز کردن خود به عنوان رهبران نوكيش مدارس، استفاده کنند. پژوهش ها و شواهد نشان می‌دهند که ارتباط و اتصال مداوم نیز مانند مشاركت و همکاری، یک ویژگی رهبری است. براي تقویت حداکثری یادگیری در مدرسه، باید «قدرت فناوري و ارتباط مداوم» را افزایش داد، چرا كه قدرت فناوری و ارتباط مداوم، در برانگیختن خلاقیت و گردهم آوردن افراد، نقش به‌سزايي دارد. در سايه آن، معلمان قادر خواهند بود به‌طور دائم دانش‌آموزان را در موقعیتی قرار ‌دهند که هنگام تمرینِ مهارت‌های عصر دیجیتال، اشتیاقات و استعداد هاي خود را کشف کنند. مديران مدارس به مثابه رهبران نوكيش مي‌بايست در برقراري ارتباط بین کلاس‌ها و مدارس، با هم، هدفمندتر باشند. یادگیری به‌طور طبیعی، بسیار خلاق و جمعی بوده و ایجاد ارتباط ساده بین دانش‌آموزان و محتوا کافی نیست.  

4. دانش آموزانِ در عصر دیجیتال، قادر به انجام کارهای بیشتری از آنچه که ما به آنها اجازه می‌دهیم، هستند. حذف برخی از کنترل‌ها، ممکن است از نظر برخی افراد، خطرناک به نظر برسد، اما در واقع «مالکیت دانش‌آموزان» نسبت به فرایند یادگیری را افزایش می‌دهد. مدیران مدارس بايد در وضعیت منحصربه‌فردی قرار گيرند كه کنترل‌ها را کم کنند تا دانش‌آموزان و کارکنان بتوانند به معنای واقعی «مالک یادگیری» خود باشند. متأسفانه، بسیاری از «تجربه‌های یادگیری» هنوز مستلزم دست بالا بردن دانش‌آموزان (و حتی کارکنان) و منتظر صدا کردن از طرف معلمان هستند.  

5. مدرسه یک فضای کودک- محور است که در آن بچه‌ها به فرهنگ‌سازی کمک می‌کنند. در نتیجه‌ی این اصول بنیادین، مدرسه شاهدِ این مهم است که دانش‌آموزان در تدریس دروس همکاری کرده و گروه‌های کوچکی را رهبری می‌کنند. بنابراين همه مدارس بايد به دانش‌آموزان فرصت شخصی‌سازی یادگیری را بدهند. چراكه، دادن اجازه مالکیتِ بیشتر نسبت به یادگیری به کودکان، باعث موفقیت آنان و خلق یک ارتباط جادویی می‌شود. 

6. گفتگو یکی از ساده‌ترین و در عین حال ژرف‌ترین ابزارهایی است که مدیران مدارس می‌توانند از آنها برای یادگیری و رشد استفاده کنند. آغاز گفتگو در مورد نوآوری یا آموزش ممکن است آسان باشد، اما مديران مدارس نیز خود را  برای بحث درباره مسائل دشوارتر آماده كنند. این کار اغلب با گوش دادن و پرسش برای بررسی کردن درک آنها انجام می‌شود. گوش دادن، فضای مطمئنی را برای گفتگوهای دو طرفه و نيز گفتمان ایجاد می‌کند. 

7. مديران مدارسِ امروز ضروري است مدارس خود را راهنمایی کنند تا در فضای فیزیکی که دانش‌آموزان و کارکنان اشغال  می‌کنند، تجدید‌نظر کنند. فضای یادگیری، انعطاف‌پذیر و خلاقیت محور بوده و همکاری را ارتقاء می‌بخشد. مديران مدارس، در موقعیت منحصربه‌فردی قرار دارند تا تحول از فضاهای سنتی یادگیری به محیط­های یادگیری مشارکتی را تسریع دهند.

8. مديران مدارس در نقش رهبران نوكيش در عصر دیجیتال، براين باورند كه:

  • زمان کلاس توسط معلمان کنترل نمی‌شود، بلکه توسط نظرات، فعالیت‌ها، به اشتراک‌گذاری‌ها، تحقیقات و تفکراتِ دانش‌آموزان اداره می‌شود.
  • تدریس، متمرکز بر ارتباط دانش‌آموز- معلم و دانش‌آموز- دانش‌آموز و کار فردی و گروهی است.
  • دانش‌آموزان با استفاده از پروژه‌ها، تکالیف خود را انجام می‌دهند، نمره می‌گیرند و می‌آموزند.
  • یادگیری در مدرسه به معني ایجاد ارتباط بین فعالیت‌ها، مواد درسی، دانش‌آموزان و دنیای آنهاست.
  • دانش‌آموزان و معلمان مدرسه حرفه‌ای هستند، این بدان معنی است که با هم کار می‌کنند، ارتباط صميمانه دارند و به هم احترام می‌گذارند.

9. دیگر نمی‌توان بر شانه افتخارات گذشته نشست و امیدوار بود که یک آموزش و یک روش منسوخ، ما را به موفقیت برساند. باید «مالکیت در یادگیری» را افزایش داد، تا دانش‌آموزان به مثابه «دست‌اندرکاران مشروع یادگیری خود»، تصور شوند. انجام این کار مستلزم این است که مدیران مدارس پا را فراتر از تغییر چیدمان نیمکت‌ها بگذارند. ابتدا باید دانست که هر معلم و هر دانش آموز در چه وضعیتی قرار دارد و آنگاه با توجه به آن ظرفیت‌سازی کرد.

و اما نکته آخر اینکه:

 اگرچهاین بحران و اين چالش کرونایی پیش روی، یک چالش و یک دشواری و تنگنای جهانی است و زخم ها و خراش هایی را نیز بر چهره مدارس به یادگار گذاشته است، لکن فرصتی در ابعاد مختلف بویژه فناوری و ارتباطات فراهم کرده است تا در قلمرو جغرافیایی كشورمان با نگاهي ملی، منطقه‌ای و جهانی و بهره گیری از «رهبري نوكيش و دگرگونی های معاصر در نظر و عمل»به گونه اي برنامه‌ریزی و رهبری کنیم تا بتوانیم ضمن عبور از گردنه و پيك بحران ها، «ضیافت آموختن» موفقی را برای فرزندان این مرزوبوم کهن و متمدن، که سرشار از «تمنای یادگیری» هستند رقم بزنیم. 

مجددا از همه برگزار کنندگان و دست اندرکاران همایش از راس تا ذیل صمیمانه سپاسگزارم و همه شما خوبان و مخاطبان عزیز این همایش را به خدای سبحان می سپارم. شاد و سلامت باشید.

«من الله التوفيق». خدايا! ما را آن ده كه آن به

[1] -chief technology officer

[2] بويژه دانشگاه فرهنگيان و تربيت دبير شهيد رجايي نقش موثری دارند.

[3] پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و مرکز آموزش نیروی انسانی بیشترین وظیفه را در این راستا دارند.

[4]  دانشگاه فرهنگيان و تربيت دبير شهيد رجايي